ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه

بیست و نه

باید می‌نوشتم که با هر کدام از این سیصد و شصت و پنج آفتاب پیش از این چه بر من گذشته اما نمی‌شود. در کلام نمی‌آید. کلمه تنگ است. کلمه ناتوان است.

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۱۱, یکشنبه

از خودم به خودم - یک

در چشمان انسان‌ها خیره شو. هرچقدر هم که دردناک باشد. چشم‌ها آینه‌ی تمام نمای قلب آن‌هاست و تو در نور لرزان ته نی‌نی چشمان‌شان خودت را می‌بینی چونان که در آینه‌های هزارتکه. هر ذره‌ت در مثلثی گرفتار حرف و حدیث و فکر و خیال. اسیر چنگ قضاوت‌ها... چه همه می‌پنداریم که آن‌چه می‌بینیم حقیقت‌ست و حقیقت خود با تمام دیدنی‌ها بیگانه...

خوشی‌های چسبناک

یکی از کسایی که به‌صورت مجازی باهاشون کرییتیو رایتینگ تمرین می‌کنم به‌قدری خوب و پرانرژی و مصممه که هرسری بعد تمریناش منم شارژ می‌شم و تا چند ساعت می‌نویسم. 
از این آدما باشین. دنیا از این آدما خیلی کم داره. آدمای مشتاق... دنیا با اینا جای خیلی بهتریه.
به قول استادم اینتنسیتی ایز د کی!
با این جور آدما همه‌چی به آدم می‌چسبه. کیف می‌ده. تو انگار کن بهشت برین...

هندوفوبیا

باز نزدیک سفر هند شد قلب من داره تو دهنم می‌زنه. بس که غرایب العجایبه این سفر. هر بارش...

این بشر دوپا یا بخوانید درس زندگی

آدمایی که دروغ می‌گن ترحم‌برانگیزترین نوع بشرن. چون برخلاف تصورخودشون و همه، خیلی هم ساده گول می‌خورن. کافیه ساز و کار بسیار ابتدایی ذهن‌شون رو یاد بگیری. همین. برای این کار حتا لازم نیست خیلی ازشون باهوش‌تر باشی. همین که حافظه‌ت بهتر باشه و قدرت تحلیل داشته باشی کفایته. دروغ‌گوها می‌ترسن و این ترس بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف‌شونه. همیشه هم همین باعث به فنا رفتن خودشون و روابط‌شون و زندگی‌شون می‌شه.

برای شب

ما

          - تو و من -
از هم 

به هم پناهنده شدیم

و این غمگنانه‌ترین راه خودکشی بود.